lundi 21 juin 2010

تکاملی شگفت انگیز




 طبق شواهد و مدارک این جانداران در ۱۰۰ ساله گذشته در ایران از یک نوع جانداران زمینی‌ تکامل پیدا کردند، این جانداران فقط از لحاظ فیزیکی‌ نسبتا تکامل دارند ولی‌ از بیشتر لحاظ فقط تقلید میکنند این گروه که با آبزیان شجره نامه کوتاه مدتی‌ دارند به شدت با کوسه حال میکنند، این جانداران بعد از  کشف بهره برداری از چوب چماق را ساختند، و با استفاده از آتش آهن را سرخ کرده و از آن پنجه بوکس درست کردن و به این صورت از عصر سنگی‌ بیرون آمده و راه تکامل ابزاری را پیش گرفتند، البته لازم به یاد آوری است که با ابزاری مثل باتوم که از راه مبادله کالا به کالا با چین می‌گرفتند هم به خوبی‌ آشنا هستند. این جانداران با کوچکتری اشاره به نقاط حساس یعنی رئیس قبیلشون خون جلو چشمشون را میگیره و رگ‌های گردنشون متورم میشه، این گونه‌های نادر در زمان‌های قدیم به شعبان بی‌ مخ‌ها و بعد به حزب اللهی مشهور بودند، احتمال میرود با تحولی‌ دیگر در ایران این جانداران کم کم از سبز اللهی به همان اصل خویش یعنی حزب اللهی برگردند که متاسفانه به شدت خطرناک هستند. از نمونه‌های خطر سازی آنها برای تمدن: حمله به روزنامه‌ها و روزنامه نگاران و تلویزیون‌ها و مراکز عمومی‌ و محافل خصوصی و دانشگاه‌ها و اعتراضات مردم و کار مضاعف در کهریزک.  این جانداران یک بعدی هستند یعنی فقط میشنوند آن هم فقط از یک نفر در جایگاه رئیس قبیله  و طبق رسوم قدیمی‌ ورد‌هایی دارند مثل (به به چه چه) البته از شعار‌های آنها هم میشود از اینها یاد کرد (یا موسوی یا توسری).


jeudi 17 juin 2010

گذار به مفاهیم یا تغییر مفاهیم





کلا در ایران علاقه‌ شدیدی به باز ساخت مفاهیم و ارزش‌ها و فرهنگ و شاخص‌های دیگر مورد توجه و کاربردی دیده میشود، به طوری که در عرض چند سال تمام مفاهیم را دست ساخت کرده و مونتاژ ایرانیش را میدن بازار، اگر به تاریخ تشیع نگاهی‌ بندازیم این مونتاژ را در قدمتی بیشتر خواهیم دید یا حتی بیشتر از آن و قبل از حمله اعراب به ایران، این سیر همچنان ادامه داشته تا در دوران معاصر ما که مفاهیمی جدید مورد استفاده یافت شد که نیاز به مونتاژداشت، در این میان مردم سالاری جای خود را به مردم سالاری دینی داد، جای خالی‌ روشنفکر را با روشنفکر دینی پر کردند، دموکراسی به احزابی دست ساخت و حلقه به گوش در یک دور باطل داخل حکومتی تنزل یافت و جدیداً هم نوبت سکولاریزم رسیده که مونتاژ ایرانی‌ آن میشود، حکومت دینی که آخوند‌ها وابسته به دولت نباشند، البته در این سکولاریزم تعریفی مونتاژ ایران، سئوالات گنگ و نا‌ مفهوم زیادی وجود دارد، که می‌توان به چند سوال به عنوان پیش فرض اشاره کرد:
چطور میتوانید از حکومت اسلامی و قانون اساسی‌ آن که رهبر بالاتر از آن است، و به شدت پر از تبعیض و نقض حقوق انسان و دیکتاتوری اسلامی است، سکولاریزم را بیرون کشید؟ (حتما با جادو جنبل)
در همان قانون اساسی‌ یک دور باطل برای تمام نهاد‌ها و ارگان‌های حکومتی برای از چرخ خارج کردن هرگونه ناخالصی وجود دارد و در نهایت زیر نظر رهبر و با تائید رهبر می‌باشد، چطور میشود رهبر را از این امتیازات منع کرد؟ با توجه به اینکه رهبر توسط مجلس خبرگان انتخاب میشود و مجلس خبرگان در نهایت از طرف رهبر؟ (ترکیدم از خنده).

چطور میشود حکومت دینی باشد البته با تعریف جدید دین اسلامی رحمانی! ولی‌ شما تعبیر سکولار یا استقلال دین از حکومت را برداشت کنید؟ (جلّل خالق به این نبوغ)
آیا تنها آوردن کلمه تکثر در یک به اصطلاح منشور میتواند دال بر اعتقاد به تکثر گرای غیر مشروط باشد؟ یعنی چطور میشود تکثر گرایی مشروط را از تکثر گرایی غیر مشروط تمیز داد؟ در هیچ کدام از پاراگراف‌ها حتی نشانی‌ از جذب سنی‌ها هم نیست چه برسد به سکولار زود باور که دنبال کلمات به شدت تحریف شده بگردد در این منشورات!

به طور علنی در جوامع به شدت استبداد زده برای اینکه کمبود مضامین کمتر حس شود روشنفکران درباری واژه‌ها را باز تولید و باز تفسیر میکنند به طوری که با فکریت جامعه و تعارض فکرشان همخوان باشد، حالا در این میان اگر تناقض با اصل مفهوم و معنی واژه هم داشت با بازی با کلمات و لفاظی و گاهی‌ هم چند حدیث و آیه سوراخ سنبه‌ها را پر میکنند، به همین دلیل است که روند آگاه سازی عمومی‌ هم در همان فاز باقی‌ میماند و آگاهی‌ هم در حد همان مفاهیم باز تولید شده و باز تعریف و تفسیر شده نگاه داشته میشود.
کلیات این چالش‌ها که در مقطع‌های زمانی‌ متفاوت و مکان‌های متفاوت پیش میاد، در بر گیرنده سیر نیاز مبرم به اصل فابریک است، که  حاکمیت و نهاد‌های وابسته و روشنفکران درباری هر بار با تعویض آنها سعی‌ میکنند متن جامعه را از آنها بی‌ نسیب و مشغله را متوجه جزعی‌ ناچیز از اصل نادرست کنند که به هر صورت در یک پروسه تکمیلی بخش‌های حذف شده دوباره بار گیری شده و جایگزین مناسب تر از دید دربار برای آن در نظر گرفته میشود.

  آیا با نوشتن آرزو‌هایمان و نهادن آن در دهان شخصی‌ دیگر میتونیم به آن برسیم؟ یا فقط میخواهیم چند صباحی دل خوش باشیم به اینکه ایشان میتوانند خواست‌های ما را برآورد سازند، و خود نیز همانند سیاهی لشکر در پی‌ آن با زره و شمشیر به دفاع از این اصل نا‌ متعادل و غیر منطقی‌ و به شدت احساسی‌، نیزه به سیاهی بکوبیم و قهرمان تولید ‌کنیم و بت بسازیم.




vendredi 11 juin 2010

شاید چیزی از چشمان ما دور گشته باشد









 به نظر من یک نوع موزی بازی در این گفتار (بیانه لغو دعوت از مردم برای شرکت در راهپیمایئ ۲۲ خرداد) وجود داره، یکی‌ اینکه سلب مسئولیت از خودشون است در صورت بروز هر مشکلی‌ چون میدونن که اتفاقی پیش میاد و قطعا از طرف دولت آنها مسبب آن هستند، و اصلا چون همیشه سعی‌ کردند در حدً خودشون از زاویه ضعف با دولت روبرو بشن پس بطور واقعی‌ اون وزنی را که شما فکر می‌کنید، آنها در برابر اصولگراها ندارند، فقط می‌تونن در اندازه نیروی که می‌تونن از روابط سنتی بگیرند ساخت و ساز کنند، چون اگر بیشتر از آن خود را نشان بدهند پس باید جدا جوابگو باشند به آنچه دولت در دامانشان میگذارد، اصلاحات در واقع نه میتواند و نه قدرت دارد که تظاهرات مردم را محدود کند و کوچکترین شعار اگر در ۲۲ خرداد مورد بحث آنها داده میشد خود به خود به حساب آنها ریخته میشد، بهترین کار در این مورد این است که شانه را پایین آورده و جا خالی‌ داد، یعنی مردم را مسئول کرد در برابر هر هزینه که قرار است داده شود! با این تفسیر میشود برداشتی دیگر هم داشت که به نظر میاد این بیانیه یک نتیجه برد-‌برد برای اصلاح طلب‌ها به حساب میاد، چون با هزینه مردم تک خال را به میدان میندازد و در صورت موفقیت باز این اصلاحات بود که مردم را به خیابان دعوت کرد (بیانیه‌های قبلی‌ به نظر میاد برای این منظور تعریف شده باشند) و از فردا دوباره کورکوری خوندن و شاخ و شونه کشیدن برای احمدی نژاد شروع میشود.
و البته اینجا بیشتر به بعد دیگر قضیه نگاه کنیم، که در صورت شکست این رخداد اصلاحات چه موضع خواهد گرفت! شاید این بعد زیاد روشن باشد و به موشکافی احتیاج نداشته باشد، ولی‌ آنچه معلوم و معمول است این است چرخشی کاملا موثق و مشخص برد دیگر را برای اصلاحات به ارمغان میارد و آن هم گویا آینده نگری و مصلحت اندیشی‌ است، که مردم باید حرف ما را گوش میکردند که همان که گفتیم عمل میکردند تا در فرصتی دوباره بازی دوباره شروع شود، در این میان همانطور که گفتم بانک این بازی مردم هستند که برای هر ۲ احتمال باید هزینه بدهند، چه اولی که شاید پیروزی و قدرت نمایی باشد، و چه دومی‌ که شاید شکست و عقب نشینی باشد و در طرف مقابل هم ۲گروه هستند یکی‌ (اصلاح طلب) که کاملا خوش بازی کردند و به قول معروف صور گرفتند، و گروه  دیگر (اصولگرایان) که در دستاورد‌های این مناقشه همانند گروه اولی سهیم است، البته با کمی‌ به جان خریدن ریسک.



mercredi 9 juin 2010

قطعنامه با ۱۲ رأی‌ مثبت و ۲ رأی‌ منفی‌ و ۱ رأی‌ ممتنع تصویب شد



دور چهارم تحريم ها عليه ايران با 12 راي متبت 2 راي منفي ترکيه و برزيل و راي ممتنع لبنان تصويب شد .

قطعنامه با ۱۲ رأی‌ مثبت و ۲ رأی‌ منفی‌ و ۱ رأی‌ ممتنع تصویب شد

قطعنامه با ۱۲ رأی‌ مثبت و ۲ رأی‌ منفی‌ و ۱ رأی‌ ممتنع تصویب شد

lundi 7 juin 2010

هرانا؛ رضا اکوانیان به شش سال حبس محکوم شد




خبرگزاری هرانا - رضا اکوانیان  شاعر ، وبلاگنویس از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب یاسوج به شش سال حبس محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا،رضا اکوانیان از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و عضو کمپین یک میلیون امضا به اتهام توهین به رئیس جمهور و رهبر در وبلاگ، شرکت در تجمعات اعتراضی تهران و ارتباط با بیگانگان از طریق ارسال اخبار و گزارشات به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد.
لازم به ذکر است آقای رضا اکوانیان 25 ساله و اهل شهرستان دهدشت، ساکن یاسوج در 13 بهمن ماه سال گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات و به همراه دو تن از اقوام خود بازداشت و مورد شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته بود.


dimanche 30 mai 2010

نگذاریم ۱۷ خرداد باز مادران کردستان سیاهپوش شوند







چند روزی مانده به اجرای حکم اعدام حبیب الله لطیفی دانشجو  و زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام، قبل از اینکه دیر بشه به فکرش باشیم نه اینکه بعد بالای دار رفتن احساسی‌ شویم و حماسه سرایی کنیم، فرزندی دیگر از دیار ما در انتظار چوبه دار است، دوستان عزیز  باز این دیو سیاه جگر گوشه‌های مادران را به قربانگاه می برد، و بعد تنها با آهی همدردی می کنیم؟ چشمان خانواده حبیب و دیگر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام به ماست که به کمک آنها بشتابیم، دریغ نکنیم. فردا دیگر نه آهنگی و نه شعری و نه آهی و نه خشمی و نه خبری و نه اشکی کارساز نیست، نگذاریم حبیب الله دانشجوی جوان کرد هم برود نگذاریم خانواده دیگری سیاهپوش عزیزشان شوند، به اندازه ده‌ها سرزمین مادران داغدار داریم، به اندازه ده‌ها دیار لاله سرخ داریم، نگذاریم افزون شوند. دیگر مادران کردستان طاقت دیدن پیکر فرزندی دیگر را بر چوبه‌های دار ندارند، بیایید ۱۷ خرداد به هم تبریک بگیم برای نجات جان یک انسان...




vendredi 28 mai 2010

اسامی 126 نفر از زندانیان سیاسی کرد در زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی.


 اسم 126 نفر از زندانیان سیاسی کرد  در زندان‌های رژیم اسلامی ایران


ناوی 126 که‌س له‌ زیندانیه‌ سیاسیه‌ کانی کۆرد له‌ زیندانه‌کانی کوماری ایسلامی ئه‌ران دا


122. مختار هوشمند
1.
حسین فروهیده(خطیبی)
2.
یاسر گلی( ب`ولی ازاد سده‌( ا
3.
ارکان گل تکین
4.
عمر فقیه پور
5.
خالد فریدونی
6.
محمد سعید عبدالهی
7.
رسول عبدالله پور
8.
سید طاهر عبدالله پور (بقولی ازاد شده‌) ا
9.
ناصر صدیقی
10.
عزیز صادقی
11.
آزاد صادقی
12.
لطیف شرافت
13.
مصطفی سلیمی ایلویی
14.
مهدی زالیه
15.
یوسف رحمانی پور
16.
فرزاد راوند
17.
هارون دوانی
18.
پیمان خنجری
19.
حسن خضری
20.
جبرئیل خسروی
21.
محمود رحمانی
22.
حبیب الله گلپری پور
23.
عباس جلیلیان
24.
شاهو حسینی
25.
علی حاجی پور
26.
امیرعلی چابکزاده
27.
سهراب جلالی
28.
شاکر باقی
29.
ساسان بابائی
30.
ارسلان اولیائی
31.
جمهور ازگور
32.
رضا امینی
33.
اسعد امیری
34.
عباس کاکایی
35.
ناصر سعیدی
36.
مصطفی ریزی
37.
ابراهیم خورندی
38.
کیوان داودی
39.
عمر چاپراز
40.
دیاکو قبادی
41.
محمد امین فروتن
42.
فواد شبکی‌فرد
43.
لقمان رشی( بقولی ازاد شده) ا
44.
قادر جولا
45.
جعفر افشاری
46.
حامد مینازاده
47.
کمال احمدیان
48.
محمد نظری
49.
صلاح نعمتی
50.
کاوه احمدزاده (بقولی ازاد شده)‌ ه
51.
هادی امینی
52.
لطیف محمدی
53.
یوسف کاکه ممی
54.
کاوه محمود مرادی
55.
حسن محمودی
56.
علی محمودی
57.
صابر مددی
58.
فردین مرادی
59.
مهدی مرادی
60.
محمد مرادی
61.
توفیق مرادی
62.
زاهد مصطفوی
63.
عثمان مصطفی‌پور
64.
شاهو کلیایی
65.
خلیل مصطفی رجب
66.
محمد ناصری
67.
عمر تقی‌پور
68.
محمدصدیق کبودوند
69.
کاوه کرد مقدم
70.
حسین کرمی
71.
وفا کریم‌پور
72.
فرخ زارعی
73.
بهنام جامی
74.
شاهو جهانی
75.
رحیم جنگ
76.
صلاح الدین پیروی
77.
احمد محمودی
78.
حبیب الله لطیفی
79.
حامد لیلانی
80.
اسعد مازوجی
81.
محمد امین پروشان
82.
شورش مام رحمانی
83.
عزیز محمدجانی
84.
قادر بوستانچی
85.
شهرام بلوری
86.
منصور محمدی
87.
ساعد بنفشی
88.
جهاندار محمدی
89.
فردین محمدی
90.
سیروان محمدی
91.
حبیب الله نادری
92.
حبیب الله اسماعیلی
93.
سزایی یاماناین
94.
علی حسین اندی
95.
زنیب جلالیان
96.
روناک صفارزاده
97.
امیر سورسوری
98.
(ناصر ساطوری(بقولی ازاد شده‌
99.
ابوبکر هژبری
100.
خیات یوسفی
101.
جهانگیر عبداللهی
102.
آمانج حیدری
103.
ایوب ماموستا گنجی
104.
عدنان حسن‌پور
105.
جهانگیر بادوزاده
106.
محمد امین آگوشی
107.
بختیار خوشنام
108.
سهراب اسماعیل‌پور
109.
محمدامین عبداللهی
110.
قادر محمدزاده
111.
وریا اسکندری
112.
متین ارجان
113.
جهانبخش احمدی
114.
شیرین احمدی
115.
طه احمدی
116.
علی احمدسلیمان
117.
ابراهیم احسن
118.
محی‌‌الدین آزادی
119.
شیرکو معارفی
120.
هلمت حسن آذرپور
121.
وهاب فتاحی
122
امار بالا به‌ نقل از هارنا

کامیار علایی
123.

آرش علایی
124.

احمد تموێی
125.

صالح کوخاشیره
126


فقط برای دانستن، ، و شاید اگر بشود کاری در این مورد کرد

خوشحال میشوم از هر گونه‌ پیشنهاد




mercredi 26 mai 2010

كارگران گندله سازي اعتصاب كردند


خبرگزاری هرانا - جمعي از كارگران كارخانه گندله سازي سيرجان دست به اعتصاب و اعتراض زده اند.
به گزارش گفتارنو، بعد از اعلام نتايج آزمون استخدامي كارخانه گندله سازي كه در آن تنها 20 نفر از كارگران فعلي پذيرفته شده اند تعدادي از كارگران دست به اعتصاب زده اند.
برپايه ی اين گزارش مسئولان به كارگران قول داده بودند كه اولويت در پذيرش نيرو با كساني باشد كه داراي تجربه عملي هستند.
كارخانه گندله سازي كه چندي پيش توسط رئيس جمهوري افتتاح شد 420 نيروي جديد مي پذيرفته كه از بين كاراگران فعلي تنها 20 نفر پذيرش شده اند و چنانچه در اين روند تغييري ايجاد نشود تعدادي زيادي از كارگران اخراج خواهند شد.
شنيده ها حاكي از آن است كه مسئولان در حال مذاكره با اعتراض كنندگان براي حل مشكل هستند.
هم چنين قرار بود محمد جلال مآب مديرعامل گل گهر سيرجان پنج شنبه ی گذشته در يك مصاحبه مطبوعاتي شركت كند اما اين مصاحبه چند ساعت قبل از برگزاري لغو شد.

mardi 25 mai 2010

علی توکلی: مادرم در همبستگی با مجید دو روز است که دست به اعتصاب غذا زده



خبرگزاری هرانا - روز یکشنبه 2 خرداد ماه در پی ملاقات نماینده دادستان و گفتگو با زندانیان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، و اعتراض مجید توکلی به اظهارات وی نامبرده به سلول انفرادی منتقل شد.
گفته می شود مجید توکلی در طی این مدت دست به اعتصاب غذای خشک زده است.
عصر امروز خبری در رسانه ها مبنی بر وخامت حال مجید توکلی منتشر شد.
بر همین اساس خبرنگار هرانا گفتگویی داشت با علی توکلی، برادر این دانشجوی دربند تا درباره ی صحت و سقم این خبر اطلاعاتی کسب کنیم.
متن گفتگوی مذکور را در زیر می خوانید:

آقای توکلی، این خبر که وضعیت جسمی مجید در معرض خطر قرار گرفته تا چه حد صحت دارد؟
امروز از زندان اوین به ما خبر رسید، مجید که 3 روز است دست به اعتصاب غذای خشک زده دچار سرفه های شدیدی شده تا جایی که ماموران زندان به وی نوشیدن آب را توصیه کردند اما مجید به دلیل اصرار بر اعتصاب غذای خود از نوشیدن آب نیز هم چنان امتناع می کند.
البته مجید پیش از انتقالش به انفرادی گفته بود که در صورت چنین اتفاقی تا خروج از سلول انفرادی از اعتصاب غذا دست نخواهد کشید.

آیا مجید سابقه ی بیماری داشته که اکنون چنین وضعی پیدا کرده است؟
بله. مجید به علت تحمل انفرادی های طولانی مدت به بیماری نارسایی ریه مبتلا شده است و تا قبل از انتقال وی به سلول انفرادی بند 240، دارو مصرف می کرد و دائما در بهداری زندان اوین تحت درمان قرار می گرفت.
مجید حتی در تماس تلفنی که روز قبل از انتقالش به انفرادی با مادرم داشت، هنگام صحبت به شدت صدایش می گرفت.

شنیده های ما حاکی از این است که مادرتان نسبت به عدم توجه مسئولان به اعتصاب غذای مجید بسیار آزرده خاطر است. شرایط روحی وی اکنون به چه صورت است؟
مادرم طی این دو روز به شدت نگران وضعیت مجید بود تا جایی که خود نیز دو روز است در همبستگی با مجید دست به اعتصاب غذا زده اما با شنیدن خبر وخامت حال مجید، حال روحی وی طبعا بدتر نیز شده است.

به نظر می رسد ماموران امنیتی نسبت به آخرین نامه ای که مجید توکلی از زندان اوین در اعتراض به اعدام 5 زندانی سیاسی نگاشته است، واکنش نشان داده اند. این واکنش تا چه حد بوده؟
ماموران وزارت اطلاعات پس از نوشتن نامه ی مجید در مورد فرزاد کمانگر وی را تهدید به تبعید به زندانی دیگر و انتقال به سلول انفرادی کردند. می توان گفت که بر اساس این نامه به وی وعده ی انتقال به سلول انفرادی را داده بودند و حضور نماینده دادستانی در زندان اوین که منجربه انتقال مجدد مجید به انفرادی شد بهانه ای بیش نبود.

تهدید مجید به دلیل نگارش این نامه به قتل صحت دارد؟
من این مطلب را نیز از رسانه های دیگر شنیده ام و آن را نه تائید و نه تکذیب می کنم اما بعید می دانم ماموران وزارت اطلاعات چنین تهدید بی شرمانه ای کرده باشند.

از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار داده اید سپاسگذارم...

منبع خبر

۴ عکس از جعفر پناهی بعد از آزادی




جعفر پناهی کارگردان بین المللی سینمای ایران ، پس از 3 ماه بازداشت غیرقانونی ، با سپردن وثیقه 200 میلیون تومانی ، بطور موقت آزاد شد







زخمي شدن 4تن از دانشجويان دانشگاه شهركرد طي درگيري با مزدوران بسيجي





 روزدوشنبه 3 خرداد, دانشجويان دانشگاه شهركرد دراعتراض به اخراج و تعليق اعضاي انحمن دانشجويي تجمع برگزار كردند. اين تجمع منجر به درگيري بين دانشجويان و بسيج و حراست و عوامل حكومتي خارج از دانشگاه شد . به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبـــر , در اين درگيري 4تن از دانشجويان معترض زخمي شدند و همگي آنها به وسيله آمبولانس به بيمارستان منتقل شدند . دانشجويان با دادن شعار, دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد, آمبولانس را همراهي ميكردند. لازم به ذكر است , اين دانشجويان به بهانه پخش نشريه اي تحت عنوان ”قدغن” , كه به مناسبت دوم و 22 خرداد پخش شده بود, اخراج شده بودند.


 منبع خبر






بارديگر شعار مرگ بر ديكتاتور, دروغگو دروغگو, جيره خوار, جيره خوار در دانشگاه علم وصنعت طنين اندازشد





در مناظره روز يكشنبه 2 خرداد در دانشگاه علم و صنعت در آمفي تئاتر بهرامي كه بين شكوري راد(نماينده مجلس ششم و عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت) با «وحيد جليلي»در رابطه با جريان هاي سياسي؛ شعارها، گفتمان، عملکرد و … برگزار شد, دانشجويان بسيجي به شكوري راد حمله كرده و به فحاشي عليه او پرداخته و شعار ”مرگ برمنافق” دادند , متعاقبا دانشجويان علم و صنعت نيز عليه بسيجها وارد شدند. به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبـــــــر دانشجويان شعار ميدادند :
مرگ بر ديكتاتور، دروغگو دروغگو , جيره خوار , جيره خوار .

ضميمه خبر : فيلم ضميمه است فیلم را ببینید

منبع آژانس ایران خبر

lundi 24 mai 2010

تجاوز به یک زندانی در زندان رجایی شهر کرج



خبرگزاری هرانا –بهرام تصویری خیابانی, زندانی محبوس در زندان رجایی شهر از سوی دو تن از پاسداران بند مورد تجاوز با باتوم قرار گرفت.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، یک زندانی عادی محبوس در زندان رجایی شهر به نام بهرام تصویری خیابانی که به دلیل نامعلومی جهت تنبیه به سلول انفرادی این زندان منتقل شده بود در اثر نگهداری طولانی در سلول انفرادی و عدم اجازه تماس با منزل، اقدام به خودسوزی در داخل سلول انفرادی نمود.
نگهبانان و پاسداران پس از مشاهده خودسوزی توسط دوربین های مدار بسته وی را از مرگ نجات داده و سپس با کپسول ضد حریق اقدام به شکستن دست و پای وی نمودند و پس از انتقال به سلول دیگر به وی با باتوم تجاوز می کنند.
نامبرده پس از تحمل یک ماه سلول انفرادی جهت درمان شکستگی پا که به شدت عفونت کرده بود به بهداری زندان منتقل می شود و پس از درمان سطحی و تراش استخوان پایش به بند عمومی منتقل می شود.
شکایت خانواده نامبرده از مسببین امر باعث شده است که فشار و تهدید بر این زندانی از سوی آمرین در این زندان افزایش یابد.